الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
110
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
خود آنان را هدايت نمود پس تو نيز از راه آنها پيروى نما . قوّضوا من الدّنيا تقويض الرّاحل ؛ آنان كه از دنيا به مانند كوچكننده ، خيمهء خويش را از جا درآوردند . در صحاح گويد : قوّضت البناء تقويضا ؛ يعنى بنا را نقض نمودم و برهم زدم بدون ويرانى ( با برآوردن چوبها و طنابهاى بنا ) . و طووها طيّ المنازل ؛ و دنيا را بهسان طىّ منازل ( بين راه ) درنورديدند . در اصول كافى از امام كاظم عليه السّلام نقل كرده كه به هشام بن حكم فرمود : همانا خردمندان در دنيا زهد ورزيدند و به آخرت رغبت نمودند ؛ زيرا آنان دانستند كه دنيا طلبكننده است و طلبشده ، و آخرت نيز اينچنين است . پس هركس كه آخرت را بطلبد دنيا خود درپى او رفته تا روزىاش را از دنيا بهطور كامل دريافت كند و كسى كه درپى دنيا باشد آخرت او را مىطلبد پس مرگ او را درمىيابد و دنيا و آخرتش را يكسره تباه نمايد . اى هشام ! همانا شخص عاقل به دنيا و اهل آن نگريسته پس دريافته كه به دنيا نتوان رسيد مگر با تحمل سختى و مشقت ، و همچنين آخرت ، پس با تحمل مشقت آن را طلبيده كه پايندهتر و بادوامترست . « 1 » 11 من الخطبة ( 178 ) و اعلموا انّه ليس لهذا الجلد الرّقيق صبر على النّار ، فارحموا نفوسكم ؛ فإنّكم قد جرّبتموها في مصائب الدنيا ، أفرأيتم جزع أحدكم من الشّوكة تصيبه ، و العثرة تدميه ، و الرّمضاء تحرقه ، فكيف إذا كان بين طابقين من نار ، ضجيع حجر ، و قرين شيطان ، أعلمتم أنّ مالكا اذا غضب على النّار حطم بعضها بعضا لغضبه ، و إذا زجرها توثّبت بين أبوابها جزعا من زجرته ، أيّها اليفن الكبير الّذي قد لهزه القتير ، كيف أنت إذا التحمت أطواق النّار بعظام الأعناق ، و نشبت الجوامع حتىّ أكلت لحوم السّواعد ، فاللّه ، اللّه معشر العباد ، و أنتم سالمون
--> ( 1 ) . ج 4 ، ص 293 .